ستایش

خوش آمدید

ستایش

خوش آمدید

سکوت کن

◘ سکـــ ــ ـــ ــــوت کن....

◘ بگذار بغضهـــــایت* سر بسته بمانند....

◘ گاهـــ ـــی سبک نشوی سنگین تری.. / ♥♥♥


کجای دلم نشستی

◘ نه از ""ســـــرم می افتی ...


◘ نه از چشمـــــــم""...


◘ کجــای دلـــــم** نشسته ای که جایت انقدر امـــن"" است....♥♥♥

هر روز سپاسگزارم ...

هر روز سپاسگزارم ...

برای شبهایی که به صبح میرسند ...
دوستانی که بخشی از خانواده میشوند ،
رویاهایی که تحقق می یابند ...
و علاقه هایی که به عشق تبدیل می شوند ... !
...


جغرافیای خیال

جغرافیای خیال تنها قلمرو بی کرانه ایست که نمی توانند تو را برای عبور از خطوط ممنوعه ی دنیا محاکمه کرده ، مجرم بشناسند ...

ولی به محض اینکه پا از آن بیرون بگذاری و پرده ای از پرده های خیالت رابدری 

ک 
ا 
ر 
ت 

تمام است . . . !!

آشوب نگاه تو..

چشمانم به نگاهت حسودی می کنند

و نگاه مشتاق و تشنه تو

به دستان گریزان من

ناگسستنی است..

چقدر خستگی ناپذیرست...

آشوب نگاه تو..

برای توووووووو ........



برام هیچ حسی شبیه تو نیست ! کنار تو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه.. همین که کنارت نفس میکشم . . .

برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه .. تو زیباترین آرزوی منی

انگــار نه انگار که تــو

تکـــیه داده ای به دیوار و ...

می خندی !

انگــار نه انگار که تــو

تــــوی عکسی ...

و من ،

آویــــزان ِ این زندگی بـــی تو !

برف که می بارد

برف ، برف برف میباره قلب من امشب بی قراره

برف ، برف برف میباره خاطره هاتو یادم میاره

تا دوباره صدامو دراره برف ، برف برف میباره

آسمونم دلش قصه داره حق داره هرچی امشب بباره

جای برف باز میشینی کنارم مطمئنم دیگه شک ندارم

شک ندارم تو فکرم هستی تنهایی تو اتاقت نشستی

گفته بودی دلت تنگ نمیشه پس چرا هی میای پشت شیشه

برف ، برف برف میباره خاطره هاتو یادم میاره

خنده آدمک روی برفا روزای خوبم و زنده کرده

من دلم گرم هیشکی نمیشه سردمه سردمه خیلی سرده

باز دوباره داره برف می باره باز چه ساکت چه کم حرف می باره

یخ زده دستای بی گناهم چشم برام فقط چشم برامهم

چشم برامهم ، چشم برامهم

برف ، برف برف میباره قلب من امشب بی قراره

برف ، برف برف میباره خاطره هاتو یادم میاره

تا دوباره صدامو دراره برف ، برف برف میباره

عاشقانه

من عاشقانه دوستت دارم
تـــو عاقلانه طردم میکنی
غرور تــو ...
حتی از حماقت من هم احمقانه ترست...!


جادوی حضورت

جادوی حضور شیرینت غیر قابل وصف است ...
تویی که هر روز تکرار می شوی اما تکراری نمی شوی
سال از پی سال ... از حضور تو حظ میکنم هر روز ...


ارزشـــــــــــها "عـــــــــــــــــــوض" شـده اند

دیگر نه "شلوار پاره" نشانه ی "فقر" است .... 

نه "سکــوت" علامت "رضــایت".... 

دنــیـــــــــــــــای غـــریـبـیــست 

ارزشـــــــــــها "عـــــــــــــــــــوض" شـده اند 

و "عـــــوضــــــــــی هــا"، بــا ارزش....


بــیــا مـــشـــاعــــره کـــنــیـــم . . .

چـــشــمـــانـَـتْ ؛

شــبِ شـــعـــریــســت 

بـــا غـَــزلـــهای ســـپــیـــد . . .

بــیــا مـــشـــاعــــره کـــنــیـــم . . .


یـکــی بــود یکــی نبــود هنــوزم هستـ...

یـکــی بــود هـنــوزم هـســت!!!!

یـکــی را دوســت داشتــم هـنــوزم دارم!

آهای "یــکــــی " هنـــوزم " تــکــــی " ...


بعضی آدم ها

بعضی آدم ها ... فقط یک اسم اند

در شناسنامه ی تـــــــو

بعضی اسم ها ... امـــــــــــا

شناسنامه ی تـــــــو اند!


دلتنگی

گــــــــــاهــــیــــ 

دلــــــمـــ 

بــــــرایـــــ خـــــــودم تــــــنگـــــــ میـــــــشــــــود


بوی باران

مـی گـویـنـد بـاران کـه بـبـارد

بـوی ِ خـاک بـلـنـد مـی شـود . .

پـس چـرا ایـنـجـا

بـاران کـه مـی بـارد

عـطـر خـاطـ ـره هـا مـی پـیـچـد ؟ . . .


من که خسته نمی شوم

تو کمی به فکر ریشه ها باش!
من که
از این برای تو" پروانه بودن " خسته نمی شوم
من که از این
به هوای تو پرگشودن خسته نمی شوم
از این مشت مشت و
سبد سبد برای تو قاصدک چیدن
و هرشب پنجره را روبه چشم هایت گشودن
خسته نمی شوم
من که از این
کلمه به کلمه
سطر به سطر
شعر ونور ومهربانی تورا به هم تابیدن و تنیدن
خسته نمی شوم
من که از دوست داشتن تو خسته نمی شوم


زیبایت به طرز عجیبی واگیر داشت

چشمانت سراچه دل فریبی است 
که همه چیز را از من گرفته !
جز بیدارهای شبانه ام را!
زیبایت به طرز عجیبی واگیر داشت
سال هاست که بیمارم کرده است
آخرین لبخندت 
شیرین ترین خاطره ی تلخ من است...
که با چشمانم دیده ام..!
در این دنیای که به تکرار همه را می بینم
مانده ام که تو کجایی که دیدن دوباره ات
بیشتربه یک آرزو تبدیل شده است....


رفتــن راحت

رفتن راحت است ...
فقط باید چند قدم برداشت و دور شد...
ولی برای فراموش کردن...
باید چند قرن بگذرد...
ولی باز هم ممکن است
یک عطر، تمام خاطرات را زنده کن!!!


تا ابد

گـفت: تـا ابـد تنهایت نـمیگذارم!

چه زود ابدش. . . عفو خورد!!!